عنوان رو حال میکنید؟ از بس توی خونه نشستم، دیگه تاریخ هم یادم رفته. میدونم که در دهه آخر شهریور هستیم. شاید هم چند روز آخرش. 11 سپتامبر که چند روز پیش بود، 20 شهریور بود. آهان. الان 20 سپتامبر است پس لابد امروزیا روز آخرشهریور است یا یکی مونده به آخر!
در روزانهی امروز، چند مطلب مینویسم:
صحبت درباره سلام نوشتن در اول وبلاگم.
صحبت درباره سرور
صحبت درباره اینکه آیا باید خلاصه ای از نوشته در خوراک بیاید یا همه اش؟
اگر حال کردید با این عناونین تشریف بیاورید به وبلاگ. اگر هم نه که هیچی!
اواخر بهمن ماه سال 80 بود که با دریافت نامهای از خانومی به نام زهرا حسین بابایی، با پدیده ای به نام وبلاگ آشنا شدم. اون موقع، تا اونجایی که من میدونم، فقط بلاگر بود که سرویس رایگان وبلاگ نویسی ارائه میکرد. خب من هم رفتم به بلاگر و یک وبلاگ به نام افاضات حاجاقا درست کردم. از همون موقع تا حالا، همیشه اول مطالبم، نوشتم سلام. مگر اینکه اون پستم رو به خاطر آزمایش کردن چیزی فرستاده باشم. چند روز پیش یکی از اساتید اعظم کامپیوتر بهم گفت که علیرضا مگه اینجا فروم است که اول هر پستت سلام مینویسی؟ آقا ما رو میگی؟ موندیم عجب! نزدیک به 7 سال است که دارم وبلاگ نویسی میکنم، احد الناسی حرفی از سلام کردن یا نوشتن ما نگفت. این بود رفاقت؟ این بود اگر عیب دوستی را دیدی، بهش بگی؟ اگر پویا نبود که ما کما فی السابق در جهل مرکب مانده بودیم که!
رفتم به چند تا وبلاگ درست و حسابی نگاه کردم، دیدم که اونها هم سلام اول پستهایشان ندارند. چند تا وبلاگ انگلیسی هم میشناختم رفتم، دیدم که اونها هم هیچ سلامی نمی کنند. یحتمل تنها سلام کنندهی کل جهان بودهام و خودم خبر نداشتم!
راستش علت سلام نوشتن بالای هر مطلبم، دو تا دلیل است: یکی اینکه حس میکنم اینجوری با خواننده خودم نزدیکتر میشوم، یک حس و ارتباط دو جانبه برقرار میکنم. وب 2 مگر چیزی جز برقرار ارتباط دوجانبه میان سایت و خواننده نیست؟ خب من فکر میکردم که از خیلی خیلی سال پیش این رو دارم رعایت میکنم.
دلیل دومم هم همانا آغاز دفتر به نام ایزد داناست. نظرم بر این است که سلام، زیباترین نام خداوند است. که نهتنها نام خداوند است که قولٌ من رب الرحیم است.
حالا قرار است که ما حرفهای باشیم و مسائل رو باهم قاطی نکنیم. یک چند وقتی بدون سلام مطلب می نویسم، شما هم نظرتان را بنویسید، بعد تصمیم نهایی میگیرم.
این چند روز، مشغول عوض کردن سرورم بودم. سرور قبلی، مشکل زیاد داشت که البته بیشترش به خاطر سایت دانلود رایگان فیلم بود. حالا با کمک دوستان و لطف اساتید معظم، یک سرور قدر پیکر و خیلی خفن(!!) گرفتیم و الان این وبلاگ بنده، از سرور جدید میآید. اگر در سرعت بالا آمدن وبلاگ، تغییری حس میکنید، بیان کنید تا ما خوشحال گردیم!
بابک، در وبلاگش از یک شیوهای استفاده می کند که دقیقاً عکس عقیدهی من است. من نظرم بر این است باید خلاصهای از محتوای مطلب ارسالی، در خوراک درج شود تا مشترک، با خواندن عنوانهای مطرح شده و احیاناً خلاصهای از اونها، در صورت تمایل، به وبلاگ تشریف بیاورد، ولی بابک، نه تنها کل مطلبش را در خوراکش درج میکند، که یک چیزی اضافه هم به آن اضافه میکند که در وبلاگش نیست. یعنی اگر کل مطلب نوشتهشده اش را بخواهی بخوانی، باید که مشترک خوراکش باشی و در خوراک خوانت بخوانی.
بابک البته هم سواد و معلوماتش از من بیشتر است، هم در این مدتی که من دوران فترت خویش را میگذروندم و ازدنیای اینترنت به دور بودم، اون فعال بود و مشغول دانش اندوزی. پس اگر یک کاری میکند، لابد یک دلیل محکمه پسند و علمی دارد. من مشکلم این است که هنوز توجیه نشدهام که از کدام روش باید استفاده کرد؟
خوراکهای خبرگذاریهای بزرگ دنیا رو که نگاه میکنم، میبینم که از روش من (درواقع من از روش اونها(!!)) استفادهکردهاند.
حالا اگر مرقوم بفرمایید، زحمت بکشید و قلم رنجه (!!) بنمایید، که ما توجیه گردیم، البته که سپاس گذار خواهیم بود.












سلام
اول از همه این که ممنون از این که در مورد پژواک نوشتی ، لطف داری ...
به طور کلی فلسفهی فید اینه که خواننده از مراجعه به webpage بینیاز بشه. وقتی کل مطالب در فید باشه، خواننده وقتی عناوین فید رو به صورت list view مشاهده کرد، رو عنوان اون مطلبی که مایله کلیک میکنه و در همون feed reader خودش، کل مطلب رو میبینه.
من احساس میکنم تو میخوای این مرحله رو کوتاه کنی. یعنی خواننده خلاصه مطلب رو ببینه و اگه خواست کلیک کنه و بیاد تو وبلاگ؛ در حالی که این مرحلهی دیدن عنوان و چند کلمه از اول متن رو در همون حالت list view انجام میده و راحتتر اینه که با کلیک روی عنوان دلخواه، کل مطلب رو همونجا ببینه.
حاجاقا این بخش پایین ، اسم مستعار هم درست کن ، یه چیز دیگه بذار ، جمع دو عدد مثلا ، بی خود نیست اینقدر کامنت کم داری :دی ، راستی استاد اعظم هم خودتی :))