سلام
قول داده بودم که هر روز اگر هم چیزی ننوشتم، لااقل خاطرات روزانهی خویش را که همانا در راستای ادم مهم و بزرگ شدن است، بنویسم. دیروز خیلی خسته شدم و شب و اصلاً پای فیلم دیدن هم نشدم، چه برسه به وبلاگ نوشتن! خلاصه اینکه سلام دیشبمان را با تاخیر، امروز ادا میکنیم.
در کل، دیروز روز مفیدی بود! یک جلسه بسیار مهم با والدین خویش داشتم(!) که به تصمیمات بسیار نیکویی هم رسیدیم. بعد هم که برگشتم منزل، با اخوی رفتیم و انباری را مرتب کردیم. حالا. شب هم خوابیدیم!
بسه دیگه. تمام اسرار مملکتی را که نباید لو داد که.
گفته بودم روزانه هایم را سعی خواهم کرد که کوتاه و مختصر بنویسم. ولی اعتراف میکنم که هنوز چگونگیش را یا همانا فرمتش را به دست نیاورده ام.

ارسال نظر